تبليغاتX
تا آفتابی دیگر
تا آفتابی دیگر
مدرسه وب ، ماکرومديا قالب هاي وبلاگ آماده دايرکتوري وبلاگ هاي ايرانيان پرشين وبلاگ
بچه های قدیم/بچه های جدید
به قول مادر بزرگم "بچه هم بچه های قدیم"! این حقیقت که بچه های این دوره زمانه کلی فرق کردند رو نمیشود انکار کرد.تا جایی که من.. من که خودم بچه ای شلوغ و درد سر ساز بودم از دیدن بچه های حالا به کلی گیج و متعجب میشم!نمیشه گفت بد شدن ...نه!بلکه چون در قرن ۲۱ هستن و این قرن هم سرشار از دانستنی هایی است که از ابتدای تولد محیط پیرامون وی را در بر می گیرند و کودک مجبور به فراگیری آنها برای ایجاد ارتباط با جهان نو بنیاد می باشد مسلما متفاوت خواهند بود! حالا شما فکر می کنید کودکی که با اینترنت...ماهواره ها...در ارتباطه چه طور میشه باهاش ارتباط برقرار کرد؟ موضوع دیگه اینکه کودک ذاتی شاد داره و اگر بخواهیم مطلبی رو به اونها یاد بدیم جز از راه بازیها و داستانهای شاد و آوازها و موسیقی ها امکان پذیر نیست! حالا اگه یه آدم زیادی خشک متعصب بیاد و بگه که برنامه های کودک تلوزیون دیگه رقص و آواز شده!!! باید یه تجدید نظری در اونها بشه! باید چی گفت و چی کار کرد؟نه ما برای عزاداری اومدیم تو این دنیا و نه بچه ها از شنیدن سرودهای کودکانه منحرف میشن!البته از کسانی که میان و موسیقی های تلوزیون رو چند باره از فیلتر می گذرونن تا از مضامین عاطفی تهی باشه همچین نظری بعید نیست!!!!!!

امیدوارم آدمها قبل از تصمیم گیری یه نیم نگاهی به دنیای جدید بندازن!

 

لینک


ما آدمها
دنیای بدی شده! البته هیچ کس به تن دنیا جامه ی تباهی نپوشونده و البته دنیا هیچ وقت بد نبوده همون طور که مجموعه ها به طور کلی بد نیستن بلکه اعضای مجموعه ها هستن که  به متن اون رنگ و آبرو می بخشن!من معتقدم جامعه یعنی آدمها و آدمها یعنی جامعه.و بنابراین این آدمها هستن که بد شدن نه دنیا و جامعه! همیشه فلسفه بافیم خوب بود نمی دونم شاید هم سفسطه کردنم! بی خیال ...مهم اینه که ادمها بد شدن.حالا چرا بد شدن؟آدمی که هدف از آفرینشش این بوده که به کمال برسه چرا باید رو به زوال بره؟چی باعث این میشه؟خود ما آدمها؟یا شرایط موجود؟ ویا هنجارهای اجتماعی و سیستمهای به کار برده شده؟همه می تونن موثر باشن.البته یکی بیشتر و یکی کمتر! بستگی به ظرفیتهای روحی و روانی ما داره!ذات همه ی ما پاکه...مگه نه اینکه خدا از روح خودش در ما دمیده؟اما چرا باید بگذاریم آدمها و البته خودمون بد بشن؟همه ی آدمها از ظرفیت روحی یکسانی بر خوردار نیستن بنابراین باید در جامعه تعادلی ایجاد کرد تا هیچ کس نه به اختیار خودش و نه به اجبار اجتماعی به سیاهی هل داده نشه!آره....بعضی ها به سیاهی هل داده میشن.این ما آدمها هستیم که هر چند وقت یکبار برای تبرئه ی خودمون یه نفرو بد تربیت می کنیم و بعد رسواش می کنیم و میشه قربانی ما جلوی پای خدایان! تا شاید حواس مردم به تباهی این خدایان قدرت و ثروت متوجه نشه!

متاسفانه ما با تمام ادعایی که در زمینه ی تمدن داریم هنوز هم فرهنگی ابتدایی داریم! قربانی ما باید خدایان به پای مردمان باشند !

نه به یاس فلسفی نرسیدم! دارم سعی می کنم دنیا رو از بالا نگاه کنم!خدایا کمکمان کن تا بدی ها را از دنیایی که ساختیم پاک کنیم!

لینک


خاتمي مي آيد
در دوران کودکی همیشه از موضوعات مورد علاقه ام برای مطالعه مبحث اخر الزمان ...علایم آن و هویت ناجی بشریت بوده است. کتابهای زیادی خواندم و به نتایج مختلفی رسیدم! من جمله اینکه تمام اقوام وملل جهان از همان ابتدای پیدایش تا اکنون به آمدن چنین ناجی اعتقاد داشته و دارند.اما چرا؟ این ایمان ذاتی که در نهاد بشر به ودیعه نهاده شده به چه دلیلی یا اصلا به خاطر چه کمبودی به طور ضروری احساس و خواسته شده است؟پازل دنیای سیاست ما چه عنصري را كم داشته كه همواره به دنبال حكمراني برجسته و از نوعي ديگر بوده است؟و يا اصلا ناجي چه كسي ميتواند باشد؟مسلما ناجي كه قادر به برپا كردن يك مدينه فاضله است براي اين كار پرورش يافته و توانايي و تسلط به همه ي امور سياسي را دارد. چنان كه مي دانيم اصل سياست در زمان حكما ي يونان به معناي تدبير مدن بوده است و اگر كسي بتواند به خوبي از پس اين تدابير بر بيايد مسلما ناجي ميتواند باشد. اصولا ناجي طبق افسانه هاي دروني ما نه از ظاهر خارق العاده و غير عادي بر خوردار است و نه مانند فيلمهاي تخيلي قادر به پرواز و....است.ناجي انساني است كه كه تمام درزهاي فرسوده و معيوب را شناسايي و ترميم كند و آرمانشهري ايده ال را براي انسانها بنا سازد.و البته انسان جايز الخطاست و اگر در انتخاب انسان اصلح دچار اشتباهي شد ميتواند در موقعيتهاي ديگري كه براي انتخاب پيش رويش است اشتباهش را جبران كند.مثالي مطرح ميكنم ....در شعبده ي انتخاباتي كه اصولگرايان ترتيب دادند و احمدي نژاد را بر اساس مهندسي كوردلانه و استراتژي نادرستشان به مقام مهم رياست جمهوري رساندند اشتباه كردند چون حالا خودشان به شدت ناراضي هستند زيرا وي تمامي چارچوبهايشان را شكسته و ديگر براي اربابانش كار نمي كند.ايران ما در حال حاضر بر اساس نظريات اين رييس مي گردد!!!!!!!اصولگرايان در جلسه ي مخفيانه اي كه با اين گماشته عاصي داشتند به وي گوشزد كردند كه از فراز و نشيب هاييي كه براي دولت نهم و اصولگرايان ايجاد ميكند بپرهيزد وگرنه مجبور خواهند بود كه او را به شدت و فجاعت از بالا به پايين بكشند! او نه ناجي اربابانش بود و نه ما. و حالا اين وظيفه ماست كه با انتخابي درست و دور انديشانه پي ايجاد مدينه فاضله را بريزيم. حالا اين در دستهاي من و شماست كه درست انتخاب كنيم!

پ.ن.ميدانم او مي ايد و ايران را دوباره عزت مي بخشد. بي گناهان را از چوبه ي دار پايين مي كشد و پيراهنهاي خونين را پرچم مي كند و عزيز مي دارد.خاتمي مي آيد............

لینک


دموکراسی کذایی
ایران بعد از اتفاق انقلاب همواره در عرصه ی جهان خود را به عنوان کشوری انسان دوست و البته حامی ضعفا معرفی کرده است و در برابر کسانی که به حقوق این مستضعفان تعدی می کردند می ایستند و به  حق جویی می پردازند. اما خوب است بدانیم که این حق جویی کذایی فقط در مواردی است که به سود و نفع حکومت و حکمرانی باشد.کمکهای بی حسابی که به لبنان در زمینه ی ادوات جنگی میشود و رزمجویانی که هر ساله پس از فراگیری اموزشهای نظامی پا به لبنان می گذارند از نمونه های کمی در این مورد است.بماند کمکهای مادی که به حزب الله میشود و آنان را همیشه در رفاه نگاه می دارد.مورد بعدی سوریه است که همین دیروز رییس جمهورش قدم رنجه فرموده بودند ایران تا امتیازات بیشتر و بهتری را از رییس حمهور و دولت دست و دلباز و بیگانه پرست یا به زبانی عرب پرست ما دریافت کند.در زمانی که نفت در ایران به صورت کوپنی عرضه میشد در سوریه نفتی که به صورت رایگان از ایران به آنجا صادر میشد به وفور یافت میشد.تنها بهانه و توجیه ایران در این زمینه ها این است که ما ملتی هستیم که به مستضعفان کمک میکنیم!!!!!!!!ولی اگر واقعا چنین است و هدف این انقلاب چنین است چرا در مواردی دیگر که حقوق مظلومان پایمال میشود ان گونه عمل نمیکنند؟ پاسخ این است که تا زمانی حامی تو هستم که حامی ام باشی و اگر به نقد من بپردازی هر چند صحیح هم باشد ما از تو نه تنها حمایت نمیکنم بلکه اگر مظلومترین هم باشی تو را شکنجه می دهیم ....سر کوبت می کنیم چون همه چیز باید طبق نظر ما باشد.چنین بر خوردهایی در مورد مسایل کوی دانشگاه و من جمله احمد باطبی نمایان است. مظلوم آن است که به آقایان نفع برساند و ظالم آنکه آنها را نقد کند.این است دموکراسی کذایی.....
لینک


شریعتمداری سانسور میکند
در سرزمینی که به شدت زوایای حق طلبانه اش را سانسور میکند جاری بودن جریانی سنگلاخی که از کانال روزنامه ی کیهان می جوشد مسیل هایی از پیش مهندسی شده را طرح میزند که چندان مطابق با زبان معیار دلها و سیاست راستین نیست. شریعتمداری که در کیهانی با فضایی مجازی میزید و از سیاهچاله های نامشخص "آنان"تغذیه میکند به راستی کیست که بیرق چهل تکه ا ی از سیاستهای پوسیده و ته گرفته ی دیگرانش را به سینه میزند؟چیزی که واضح و مبرهن است ترس و واهمه ای است که او به نمایندگی از کسانی که به او خط های کج را املا میکنند ابراز میکند.اعلام احتمال رد صلاحیت آقای خاتمی اخرین تیر ترکش این از دست و پا افتادگان است.زیرا به خوبی میدانند که دیگر از دست پس زمینه ی نامفهوم و پر پیرایه شان کاری ساخته نیست!و قدرت واقعی در دستان ماست و آنان به گمان پوشالی شان مهر رسوایی منتخب مردم و سیاستمداران را در سر در روزنامه های آلرژی زایشان حک میکنند.همانهایی که آنقدر دستشان خالی است که به راه کارهای مضحکی هم چون تحقیقات محلی برای یافتن موردی برای رد صلاحیت میگردند همچون پرسش از اینکه آیا وی به فرایض و نوافل دینی اش عمل می کند یا نه؟شریعتمداری گویا کودکی را از وعده ی آبنباتی دور میکند ویا شاید در اذهان بی استراتژی شان چنان کودکی می اندیشند!!!!در صورتی که خاتمی مورد اجماع تمامی اصلاحطلبان است همه اورا قبول داشته و به او رای خواهند داد.آنان که او را به خاطر دلایل موهومی هم چون سفر وی به ایتالیا و دست دادن با دختری ایتالیایی  جامه ی اخراج از گردونه ی صلاحیت پوشانده اند خود چه محکی برای مبری کردن خود از وحشیگریهای سیاسی دارند؟ انان که اگر میگذاشتیم به خلع لباس خاتمی هم گردن کشی میکردند چه توجیهی برای مخفی کردن اوضاع نابه سامانی که گماشته هایشان ایجاد کرده اند از دادن امار و اطلاعات صحیح و موثق سر باز میزنند؟ چه کسی می داند که وضع اقتصادی کشور به حدی بحرانی شده است که رییس جمهور در کمال درماندگی و عجز دست به دامان طیفی از سرمایه داران کلان شده است و با آنها جلسه ای اضطراری ترتیب داده است تا از بر پا شدن آشوب معیشتی جلوگیری شود!  شریعتمدار چنانکه انسانی به راستی راستکرداراست می بایست ضعف های دولت را که اگر مردم از ان با خبر شوند وحشت عمومی فراگیر میشود را اعلام کند!و اینکه هیچ یک از کابینه ی  سست احمدی نژاد از او راضی نیستند.و بسیاری از وزارتخانه های حیاتی این مملکت بر پایه ی هیچ کس میگردند. چرا ؟ حقیقت چیزی جز این نیست که شریعتمداری به نمایندگی از هم خطانش بسیاری از حقایق را سانسور می کند!!!!!!!!!!!!!!!
لینک


هنوز هستند!
اینکه اصولگرایان هم دیگر دل خوشی از احمدی نژاد ندارند خود مسئله ای قابل توجه است! که چرا باید نماینده ی سیاسی خودشان را که البته با شعبده بازی انتخاباتی در دور دوم روی کار آوردند اینطور طرد کنند!! قضیه چیزی جز این نمی تواند باشد که "هر کسی را بهر کاری ساختند"احمدی نژاد مرد میدان ریاست جمهوری نیست!نه اینکه چون مناسبات سیاسی ام با راه کارهای این رییس نابلد نمی خواند این را می گویم بلکه درد و رنجی رو که از سوئ مدیریت این آقا بر مردم متحمل میشود درک میکنم.من با چشمان خودم میبینم که غول تورم چه طور برای ثروتمندان و دهکشان ثروت روزافزون و برای فقرا فقر بی پایان به ثمر می آورد!رییس جمهوری که حتی توانایی انتخاب وزرایی اصلح را ندارد و بسیاری از وزارتخانه ها بی سرپرستند!احمدی نژاد خود را در جایگاهی بس رفیع میبیند جایی در نزدیکی منجی بشریت!شاید خود را از نائبان آن حضرت میداند که چنین کمر به ستیزه جویی با شیاطین خیالی بسته است؟ و شاید دلیل اینکه به دفعات از  هدایت ایران توسط امام زمان صحبت میکند اینست که می خواهد به نوعی به خود مشروعیت دهد؟ولی ما می دانیم که در همیشه ی تاریخ دینی مان با کسانی که به نوعی برای مشروعیت و جذب مخاطب خود را به امام زمان چسبانده اند برخورد عقیدتی شدیدی شده است و اصولا چنین عملی را گناهی بزرگ میدانند!حال که اصولگرایان نیز دلشان با او نیست شاید می خواهد با این ادعاها راهی در دل مردم عامی بگشاید!"آقای رییس جمهور تا شما در حال یافتن نسبتی در شجره نامه تان با امام زمانید روزگار مردم سیاهتر خواهد شد!"

پ.ن:دیشب پای درد دل مادر بزرگم نشستم.مادربزرگی که جوانی اش را در تبعیدگاهها سپری کرده است!او از پدر بزرگم می گفت و اینکه چه طور برای عدالت جنگیده است و اینکه چون از حامیان مصدق بوده اند چگونه روانه ی دیار غربتشان کرده اند!من هم برایش از پدرم گفتم که هنوز برای عدالت مبارزه می کند و مادرم که رهبران روشنفکری برای ادامه ی راهش تشویقش میکردند!او دستی به سرم کشید و گفت:حالا می تونم خودمو برای سفر آخرت آماده کنم چون می دونم هنوز هم هستند کسانی که راه ما را ادامه دهند!

لینک


 

صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ

آرشیو وبلاگ
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387

پیوندها
صداي سكوت
انجمن شاعران ايران
واران
به ياد قيصر
تيپا
بيگاه ها
آواي آزادي
سنگچين
كاغذ اخبار
اصلاحات سلام
من هم يك آقازاده هستم
`پيام امروز
اصلاحات
بامداد
اي آزادي تو چقدر خوبي
عروسك كوكي
انتخابات رياست جمهوري دهم
وانا نيوز
سيد محمد مرعشي
مجرم
اصلاحطلب جوان
فرار مغزها
آزادها
یک بهشتی
فقط اصلاحات
تدبیر
دختران فیروزه ای
دنیای امروز و فردا
امروز و فردا
جوان فردا
چت رووم
اخبار وبلاگ ها
ليست وبلاگ ها
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
فروشگاه اینترنتی
:: طراح قالب::


  RSS  
پرشین وبلاگ

منبع کدهای موزیک وبلاگ

جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی